اخبار

ماجرای دختری به نام سحر

شرح عکس: تصویر “آیسان احتشامی” معروف به دختر آبی در استادیوم فوتبال که رسانه های زنجیره ای آن را به جای عکس “سحر خدایاری” منتشر کردند

اصلا مهم نیست که بنده موافق حضور بانوان در استادیوم های فوتبال باشم یا خیر.  این هم شاید مهم نباشد که نظرم درباره قوانین موجود چیست و اصلا قوانینی در این باره وجود دارد یا خیر. اما شخصا به عنوان یک فرد رسانه ای که حداقل 30 سال از عمر خویش را در این مسیر گذرانده ام، برایم مهم است که یک خبر ظاهرا رسانه ای واقعا یک خبر و تحلیل و یا نقد و بررسی آن بوده و یا صرفا یک پروپاگاندا و جعل و به اصطلاح فیک خبری و در واقع یک جنگ نابرابر رسانه ای باشد.

ماجرا از این قرار بوده که یک فرد ترانس معروف به “آیسان احتشامی” (که تصویرش را در بالای همین صفحه می بینید) به دلیل مرد پوش شدن و رفتن قاچاقی به استادیوم های فوتبال، حدود 4 سال است که در شبکه های مجازی  به “دختر آبی” معروف شده. عکس های متعددی از خودش را در صفحه ها و پست های اینترنتی اش قرار داده و برای خود طرفدارانی هم دست و پا کرده است. گویا چند باری هم بازداشت و پس از مدت کوتاهی آزاد شده است.

حالا دختر دیگری به نام “سحر خدایاری” که در اسفندماه گذشته سعی داشته برای بازی فوتبال تیم های استقلال و العین داخل استادیوم شود، با ممانعت ماموران انتظامی استادیوم مواجه شده و به دلیل فحاشی به ماموران و برخورد نامناسب، توسط همین ماموران بازداشت شده و یکی دو روز هم در بازداشتگاه به سر برده که با قرار وثیقه آزاد می شود.

خواهر و پدر سحر در مصاحبه های متعدد با رسانه های داخلی و خارجی اظهار داشته اند وی بیمار دو قطبی بوده و قرص مصرف می کرده و یک بار هم زمان دانشجویی اش خودکشی کرده است. سحر خدایاری 11 شهریور برای روشن شدن وضعیتش به دادسرا مراجعه می کند ولی قاضی مربوطه در مرخصی به سر می برده. او پس از اینکه مقداری در دادسرا سر و صدا به پا می کند، توسط ماموران به بیرون هدایت می شود و در حین این کار، فردی غیرمسئول هم برای خواباندن سر و صدای او، می گوید برو که حداقل شش ماه برایت حبس می برند! تا اینجا متوجه می شوید که نه دادگاهی در میان است و نه احضاریه ای و نه اصلا حکمی وجود دارد. سحر خدایاری که بیرون از دادسرا آمده با یک بطری بنزین که قبلا تهیه کرده بوده و برروی خود می ریزد، خود را به آتش می کشد.

همه ماجرا همین قضیه تاسف بار خودکشی توسط فردی دو قطبی است که بنا به آمار منتشره سازمان های بین المللی در همین ایام که مقارن روز جهانی مبارزه با خودکشی هم بوده، در هر سال یک میلیون نمونه از آن در جهان اتفاق می افتد و از قضا در کشورهای غربی چندین برابر ممالک اسلامی از جمله ایران رخ می دهد. یک ماجرای خودکشی که اساسا ربطی هم به داخل شدن زنان به استادیوم فوتبال نداشته و فرد مورد نظر قبلا نیز به دلائلی دیگر مرتکب آن شده بوده است. مضافا اینکه به استادیوم رفتن دختران با آرایش و لباس مبدل اصلا دادگاه و دادگاه کشی ندارد، دهها و صدها مورد اتفاق افتاده و با جریمه یا بازداشت موقت و کوتاه رفع و رجوع شده که نمونه اش همان “آیسان احتشامی” معروف به “دختر آبی” است. اما توهین به مامور انتظامی و درگیر شدن با او یعنی عملی که سحر خدایاری مرتکب شده، در هر کشوری از جمله ایران مجازات حبس دارد و البته در آمریکا با شلیک گلوله مامور خاتمه می یابد!

حالا این ماجرایی که سالانه حداقل یک میلیون بار آن هم در کشورهای به اصطلاح پیشرفته و متمدن اتفاق می افتد در سطح خبرهایی که توسط رسانه های زنجیره ای داخل و خارج کشور (BBC و VOA و “دویچه وله” و “یورو نیوز” و fri و “رادیو زمانه” و “رادیو فردا” و “من و تو” و “گویا نیوز” و رادیو اسراییل و …. و خبر آنلاین و …) انتشار یافته و همه یکدست و یکسان منتشر کرده اند، تبدیل به یک بحران جهانی می شود. خبرهایی که گویا همه از یک منبع و مآخذ کپی شده و حتی بعضا تیتر و لحن آنها هم یکی است! (به یاد فیلم “زد” ساخته کاستا گاوراس می افتم که همه مسئولان کشوری و لشکری برای ماستمالی کردن قتل دکتر زد، هماهنگ کرده و همگی درباره ضارب تعبیرات همسانی ارائه می دهند!)

اما این رسانه ها به اتفاق و به طور یکسان همه ماجرا را سر و ته کرده اند!! می گویند اصلا “سحر خدایاری” همان “دختر آبی” است و عکس های “آیسان احتشامی” را به جای او منتشر کرده! و به قسم ها و لابه ها و اعتراضات آیسا احتشامی هم توجهی نمی کنند!

می گویند سحر به دلیل اینکه داخل استادیوم بوده، بازداشت شده و از درگیری و فحاشی اش با مامور انتظامی سخنی به میان نمی آورند!! می گویند پدر و خواهرش دروغ می گویند که او دو قطبی بوده و خودکشی کرده. همه این حرف ها را زیر شکنجه گفته اند!!! می گویند دادگاه برایش 6 ماه حبس بریده بوده و او علیرغم این حکم توانسته به خارج دادسرا بیاید و خودش را آتش بزند!!! لابد از حکم خودش هم خبر داشته که بطری بنزین را با خودش آورده!!! (چندان هم بعید نیست که اصلا او را تحریک کرده و بطری را به دستش داده و مثل قضیه ندا آقا سلطان خامش کرده که نجاتت می دهیم اما عمدا او را تا مرگ همراهی کرده اند)

یعنی این رسانه ها می گویند، دادگاهی که اصلا تشکیل نشده و قاضی که در مرخصی بوده برای سحر خدایاری حکم شش ماه صادر کرده و ماموران هم بی خیال این حکم، او را رها کرده اند تا بیاید بیرون دادسرا خودش را آتش بزند!!!

حرف ها و عکس ها و صفحات و اعتراضات “دختر آبی” واقعی یعنی “آیسان احتشامی” هم اصلا برای این رسانه ها ارزش ندارد و به کلی سانسور می شود. هرچه او می گوید که من “دختر آبی” هستم، من زنده ام، من خودسوزی نکرده ام، من 4 سال پیش به دیدار بازی استقلال و العین رفتم و … حرف هایش در غوغای رسانه ای زنجیره ای داخل و خارج سانسور می شود.

مثل داستان تکراری 10 سال پیش فردی به نام ندا آقا سلطان که ناگهان در جریان اعتراضات پس از انتخابات سال 88 با گلوله ای مشکوک و البته سناریویی معلوم کشته شد و بعدا که فیلم ها وارسی شد، مشخص گشت اصلا عکسی که با نام ندا آقا سلطان منتشر شده، تصویر شخصی دیگری است که در خارج کشور به سر می برد و در فیلم مستند دیگری کاشف به عمل آمد که گلوله توسط زنی با هویت نامعلوم و از 10 متری مقابل به او شلیک شده و مشخص شد فردی به نام آرش حجازی دو روز پیش از ماجرا، از انگلیس آمده و فردای حادثه دوباره به انگلیس برگشت و در روز یاد شده هنگام شلیک گلوله در چند قدمی ندا آقا سلطان قرار می گیرد که ظاهرا به کمکش برود ولی از عکس های مختلف روشن است که مشغول انجام آن کار دیگر است و بالاخره معلوم شد که ندا تا بیمارستان زنده بوده و در بیمارستان به طرز مشکوکی فوت می کندو … اما ماجرای تحریف شده و سناریوی از پیش نوشته شده ندا آقا سلطان مثل امروز به فاصله اندکی در بوق همین رسانه ها قرار گرفت.

درصحنه ای از فیلم «جی.اف.کی» ساخته سال 1991 الیوراستون، در دیدار مامور مخفی آمریکایی به نام ایکس(دانالد ساترلند) با جیم گریسون (با بازی کوین کاستنر) وکیل نیوااورلئانی پرونده ای که قتل جان اف کندی را فراتر از جوان ناشناخته ای به نام «اسوالد» می دانست، مامور فوق پس از توضیح مفصل درباره ماموریت ویژه ای که در روز ترور جان اف کندی به او داده بودند، می گوید که عناصری مثل اسوالد، روبی (کسی که کندی را روبروی چشم پلیس و خبرنگاران و مردم به قتل رساند)، کوبا و مافیا فقط مردم را در خواب و خیالی نگه می دارند تا مثل یک بازی مهمانی، حل معما را حدس بزنند. اما این عناصر تنها آنها را از پرسش های بسیار مهم تر دورنگه می دارد. او پرسش های مهم را این گونه عنوان می سازد: «… چرا؟ چرا کندی کشته شد؟ چه کسی توانایی کشتن او را داشت؟ چه کسی از آن سود برد؟ چه کسی قدرت داشت که آن را پوشش بدهد؟…»

به نظر می آید پاسخ به سوالات فوق می تواند پشت پرده بسیاری از توطئه های سیاسی- تاریخی را روشن سازد. در واقع الیور استون با طرح این سوالات به عنوان یک هنرمند، کلید رمزگشایی دسته ای از رازهای سربسته تاریخی از جمله قضیه 11 سپتامبر (که از قضا امروز سالگردش است) و ندا آقا سلطان و همین سحر خدایاری را مطرح می سازد

حالا به دنبال ارکستر هماهنگ رسانه های زنجیره ای، مثل 10 سال پیش و همان قضیه ندا آقا سلطان، به قول روزنامه گاردین گروهی از لاشخورها و مردگان سیاسی و اربابان درمانده شان هم راه افتاده و سینه می زنند؛امثال ربع پهلوی و مادرش طبق معمول بیانیه می دهند و سردسته تروریست ها مجاهدین خلق هم جیغ می کشد و کاخ سفید و نتانیاهو و پمپئو و ترامپ و به قول ویلهلم اسکاونت بلونت (آزادیخواه نامدار انگلیسی) هر چه اشرار بین المللی هم هست، در غم این خود سوزی اشک تمساح می ریزند و ایضا سازمان های دست ساخته این اشرارمثل فیفا و عفو بین الملل و ….

در این میان هم گروهی از به اصطلاح شبه سلبریتی های ورزشی و مثلا هنری که متاسفانه از کمترین اطلاعات سیاسی و تاریخی بی بهره هستند و همچنین تعدادی از افراد چشم و گوش بسته که صرفا سواد خود را از اخبار جعلی و دست و پا شکسته و من درآوردی یکی دو کانال مجازی جفت و جور  می کنند و همچنین دسته ای هم از ناآگاهان و بی سوادانی که چسبیده اند به این شبکه های به اصطلاح اجتماعی و هر آنچه این رسانه ها می گویند را بی تعارف تایید کرده هم حضور دارند که در میان آنها برخی از ظاهر الصلاح ها نیز به چشم می خورند که زمانی با افراطی گری فضا را مغشوش می کردند و حالا ناگهان چپ کرده و با تفریط و بدون لحظه ای تامل و تفکر در این میدان بازی قرار می گیرند.

و ورای همه اینها هم البته در خوش بینانه ترین حالت، جهالتی بر کلیت این جماعت غیر رسانه ای حاکم است که به قول عمرو بن عاص برنده تر از هر سلاح و تیغ و حیله ای به شمار می آید. چرا که هرچه سند و مدرک و حرف و نقل خانواده مقتول و اسناد پزشکی و داد و بیدادهای “دختر آبی” واقعی و … رو می شود بازهم کسی از این حضرات گوشش بدهکار نیست و مثل قضیه معروف مردی که رفت از داروخانه چی پرسید که آیا نفت دارد یا نه و … همان پرده خود را می نوازند.

اما آنچه از همه این توصیفات مهمتر است، یک جنگ رسانه ای از سوی دنیایی است که این روزها علیرغم همه عربده کشی هایش، زخم های بسیاری برداشته؛ ناو هواپیما بر غول پیکرش را با همه پروپاگاندای رسانه ای همین زنجیره ای ها، برای حفاظت خلیج فارس، از آن طرف دنیا فرستاد اما جرات نکرد حتی به دریای عمان هم نزدیک شود! پهپاد 220 میلیون دلاری اش شکار شد اما قدرت هیچ پاسخگویی که نداشت بلکه فقط تشکر کرد که چه خوب کردید آن هواپیمای سرنشین دارمان را نزدید!! نفتکش عظیمش توقیف شد و نتوانست حرکتی انجام دهد!! ادعا کرد پهپاد ایران را زده ولی ادعایش تو زرد از آب درآمد، حتی نوکران محلی اش نتوانستند به راحتی از خلیج فارس نفت صادر کند و بالاخره هم بولتون جنگ افروزش را اخراج کرد!!!

خوب حالا چه باید کرد؟ جز آویزان شدن به ماجراهایی که فقط همین دار و دسته چشم و گوش بسته را آنتریک کند؟ جماعتی جاهل و بی سواد که برای قتل عام کودکان یمن و فلسطین و روهنیگیا و … ککشان نمی گزد، به جز بلغور کردن لاطائلات همان رسانه ها در وقایع وطنی و دمیدن یاس و ناامیدی و حقارت در روحیه ملت نمی شناسند و از فداکاری ها و ایثارهای مردم چیزی نمی گویند ، از پیشرفت های شگفت انگیز علمی و ورزشی نمی گویند، از زمین گیر شدن بزرگترین ارتش های جهان در خلیج فارس نمی گویند، از نبوغ جوانان ایرانی که به راحتی فضای سایبری دنیا را در اختیار می گیرند، نمی گویند، از راهپیمایی پرشکوه اربعین که دنیا را به شگفتی آورده سخنی به میان نمی آورند اما به تکرار دلقک وار مزخرفات زنجیره ای های آن سوی آب ها می پردازند که چرا پول مردم را هدر می دهید و چرا در خیابان ها آشغال می ریزید و چرا و چرا ….

اما اگر در گوشه ای سگی زخم بردارد، سریع کمپین های متعدد به راه می اندازند! اگر در انتخابات اینجا حرف و حدیثی درآید حتی بدون مدرک براساس همان نخ دادن رسانه های زنجیره ای، قیل و قال می کنند و اما وقتی ملکه مورد علاقه شان بی تعارف پارلمان را می فرستد روی هوا، بازهم برایشان نایس است!!

همه حوادث و اتفاقات آن سوی آب ها مثل سیل و آتش سوزی و تصادفات و قتل ها و خودکشی ها و تجاوزات و رسوایی ها و سودجویی های مالی و …. حتی با دهها برابر خسارت بیشتر برایشان طبیعی است اما اینجا اندکی ناچیز از آنها، نشانه بی کفایتی و ناکارآمدی انقلاب.

ساختمان پلاسکو سوخت و فرو ریخت و در طول یک هفته همه ابعاد آن از طریق پخش مستقیم تلویزیونی در مقابل چشمان همگان بود و همچنین هویت 31 نفری که در آن واقعه جان خود را از دست دادند، معلوم و روشن بود اما بازهم همان جماعت نادان ادعاهای شصت من یه غاز کردند؛ اینکه چرا از وسایل پیشرفته استفاده نکردند و چرا هلیکوپتر به کار نگرفتند و … ولی برج گرنفل لندن که سوخت، به جز همه کشته ها و زخمی ها فقط حدود 124 نفر مفقود شدند اما هیچیک از این حضرات، صدایشان درنیامد، کلیسای نتردام پاریس در آتش سوخت اما کسی از نبودن هلیکوپتر آتش نشانی سخنی به میان نیاورد.

سازمان های بین المللی از استفاده بی حد و حصر قرص های ضد افسردگی در کشورهای اروپایی و آمریکایی آمار می دهند و کشورهایی مانند کره جنوبی و ژاپن و انگلیس و …. را در صدر ممالک با بیشترین خودکشی قرار میدهند اما این جماعت کم اطلاع از افسردگی ملت ایران می گویند.

موسسات معتبر جهانی از بحران اخلاق و تعرضات جنسی در همه حیطه های فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی و … غرب حتی در مراکز آکادمیک همچون آکادمی نوبل و مجامع جهانی مثل سازمان ملل و پارلمان اروپا و استادیوم های ورزشی می گویند، اما این جماعت جاهل، ایران را دچار بحران اخلاقیات دانسته و از سرزمین های آرزوهایشان هیچ  نمی گویند. از خرابی های بی حد و حصر سیل و زلزله در اروپا و آمریکا نمی گویند اما رخداد آن را در ایران به کوس و کرنا می زنند.

دهها دختر و بانوی ایرانی طی این سالها در مسابقات جهانی و آسیایی مدال و مقام گرفته اند اما حتی صدای ناچیزی هم از گلویشان در نمی آید، (که در زمان نیم پهلوی رویاهایشان علیرغم همه بی بند و باری ها حتی خوابش را هم نمی دیدند) ولی برای اینکه مدعی رفتن زنان به استادیوم های فوتبال شوند گریبان چاک می کنند و یقه می درانند! چرا؟ چون همان رسانه های ملکه نایس شان چنین می گوید!! یاد مرحوم جلال آل احمد بخیر که ببیند این شبه شبه روشنفکران امروز به کجا رسیده اند!! از دیلماجان پادوهای فرنگ هم آنور تر زده اند!!

اما از یک سو خرسند می شویم که این رسانه هایی که زمانی کودتا در ایران به راه می انداختند و پیش پای اشغالگران فرش قرمز می انداختند، حالا کارشان به جایی رسیده تا به دنبال آن باشند که از خودسوزی دلخراش یک بنده خدایی برای خود کلاهی ببافند و آن را تا ته در سر این جماعت ساده لوح و حقیر بچپانند!!

و از سوی دیگر غمگین می شویم که چگونه جماعتی آنقدر کینه جاهلانه به دل دارند و درون جهل خود تابیده اندکه حتی بدیهی ترین اسناد و شواهد و واقعیات را  نمی بینند!!

دوستی می گفت ما از اپوزیسیون هم شانس نیاوردیم که زمانی در این مملکت حزب عریض و طویلی مثل توده بود و گروهک های تروریستی مخوفی همچون مجاهدین خلق و دسته جاتی که ادعای مارکسیسم و مبارزه چندین و چند ساله داشتند و حالا باید جواب مو وزوزی های تهوع آوری مثل علینژاد و اراذلی مانند زم و ابی و خردادیان و مشنگ هایی همچون ضیاء و حسینی و … امثال او را بدهیم که گنده گنده شان ربع پهلوی است و … حیف!!!

گالیله بلاگ

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن