گوناگون

سفیرِ خانه خدا

این روز ها، فصل بازگشت پرستوهاست. همان هایی که دل به آسمان دادند تا خود را به خانه خدا برسانند و روزهایی چند را به سلوکی طی کنند که حضرت خداوند، خط به خطش را توسط پیامبران خود برای خلق خویش، تشریع و تحلیل فرموده بود. انگار کارگاهی شکل گرفته بود با تدریس انبیا تا انسان دعا را، عبادت را، عبودیت را، جرعه، جرعه بنوشد و قدم به قدم، جلو آید تا برسد به جایی که سر بتراشد و قربانی کند و بشود “حاجی” عنوانی که یک تعارف نیست بلکه تعریفی ناب از شانی تازه و ماموریتی بزرگ است که برداشتنِ آن هم شانه هایی توانا و غنی شده به معارف حج می خواهد. خدا حفظ کند آیت ا… عبداللهیان را که تفسیری زیبا از اعمال حج داشت و آن را به مشقِ عبادت و عبودیت، تعریف می کرد و می گفت هرکدام از اعمال حج در هندسه بندگی، جایگاهی فراز مند دارد که در همه دوران زیستن باید بدان توجه و اهتمام داشت. او طواف را، عبادت می دانست که انسان، به سوی خدا می رود و جز او نمی بیند که هر چه در نگاهش می نشیند، بنده خدای دیگری است که با همان ماموریت دور کعبه می چرخد بی آنکه رویی ببیند و نگاهی در نگاه، بشکفد. حرکت است و حرکت و باز هم حرکت و این نماد تام عبادت است اما در سعی بین صفا و مروه، نگاه در نگاه می شکفد وقتی آدم ها با هم رو به رو می شوند و باید که همدیگر را مراعات کنند و عبودیت، جلوه می کند تا برای خدا، خلق او را عزیز دارند. وقوف در عرفات هم آدمی را به تامل وامی دارد و مشعر و منا هم هرکدام مکتب آموزه ای انسان ساز است و چه برتر از این که انسان را با قربانی به پا نهادن بر نفس و با سر تراشیدن، به سربازی خدا می برد؟ حکایت رمی جمره هم روایت تکرار شونده مواجهه انسان با ابلیس است که باید لحظه ای او را آرم نگذارد چه رسد که به فرمان او آرامش بندگان خدا را برآشوبد. در همین مواجهه و مبارزه است که انسان باید به آن “وقتِ معلوم” برسد که انسان به این فهم، کمال یابد و به مقام عظمای “عبودیت” برسد و “ببیند” که دیگر شیطان را هیچ سلطه ای بر او نیست بلکه او است که شیاطین را، گله به گله در بند می کند و دیگر آدمیان را هم از اسارت آنان نجات می دهد. در قران مجید نیز حضرت خداوند به شیطان، زمانِ تام و تا قیامت نداده است بلکه به رغم درخواست او،” وقتِ معلوم” را اعلام کرده است که اگرچه برایش تعابیر و تفاسیری ذکر شده است اما می توان آن زمان را “فصلِ خودآگاهیِ انسان” دانست. زمانی که در ساحت عبودیت به جایی می رسد که پرده ها فرو می افتد و انسان به خدا رسید، شیطان را زیر پای خویش می نهد. باری، حج، نقشه راه زندگی است و ماموریت حاجیان هم در برگشت از خانه خدا این است که مردمان را با کرم و کرامت به سوی خدا بخوانند. نه با زبان که با عمل. که امام صادق(ع) تعلیم مان می فرماید که “کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم” و حاجی باید که به رفتار و کردار، سفیر حج و خدای حج باشد. باید که مردمان در آینه رفتار او تجلیات حق را ببینند و این ماموریت اگر چه سخت است اما بزرگی آفرین نیز هست.

ب / شماره 3992 / شنبه 9 شهریور 1398 / صفحه 3

یادداشت: سفیرِ خانه خدا

گالیله بلاگ

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن